واقعا راست گفته اند که فقط شروع سخته و بدتر از اون ول کردن کار و شروع مجدد سختر تره

خیلی دلم تنگ شده واسه ی اینجا ،واسه دوستای وبلاگی ام ،واسه چیزهای مفیدی که ازشون یاد میگیرم .خیلی حرف دارم برای نوشتن،فقط نمیدونم از کجا شروع کنم ؟؟؟

از شیرینی های قند عسل میگم تاشیرین کام بشین، هرچند که شیرینی های اون هم سرو ته نداره و روزانه با یه جمله ی جدیدو شیرین  ما رو سورپرایز میکنه انقده زیاد شدن و انقده من دیر امدم اینجا که امارش از دستم در رفته.

جیگر مامان خیلی وقته که دیگه قشنگ حرف میزنه نه مثل یک بزرگسال اما شیرین مثل خودش .جملات کوتاه میگه ،درکش خیلی بالاست ،ایما و اشاره ها رو میگیره،متوجه لحنی که باهاش حرف میزنیم هم به خوبی متوجه میشه شوخی ،عصبانیت ،تمسخر....

برای یه مدت یک هفته مهد کودک رفت ،اما مامانش طاقت نیاورد و ترک تحصیل کرد(روز اول و دوم یه کم اذیت بود اما دیگه کم کم داشت عادت میکرد و مطمئن میشد که هر بار میرم برمی گردم،خودم از سیستمش خوشم نیومد بچه رو ازم میگرفتن و میگفتن شما برین و با این گریه جدا شدن برام خیلی سخت بود .من میخواستتم جایی باشه که خیالم راحت باشه و به چند تا از کارام برسم ،اینطوری فقط استرس و عذاب وجدان داشتم .دیگه اینکه پسر کوچولوم  نمی تونست برام تعریف کنه و بگه چه خبره؟ چه کار کرده؟ ومن باید به حرف مربی اش اعتماد میکردم که توی یه هفته نکردم و بهترین تصمیم رو گرفتم .ای شالا تا سه سالگی اش)

 

پسری که نزدیک بود مامانش رو  بکشه :

یه روز صداش کردم پسرم ؟بهم گفت: جونم؟

 

پسری که  مامانش رو کشت:

توی بغلم بود توی خیابون میرفتیم،خسته شده بودم یه هو بهم گفت :دوست دارم

 

یه روز گرم بازی بود توی اتاقش صداش کردم پسرم بیا ،بهم گفت :الان

 

توی کارهای سبک خونه گاهی ازش کمک میگیرم ،این دفعه که خواستم برام بالشتش رو بذاره توی اتاقش بهم میگه مامان :سنگینه

 

منو که صدا میکنه ،به تقلید از باباش میگه :خانم.گاهی :خانمی گهگاهی:خانما گگهگاهی:مامان خانمی     وقتی زیاد استفاده میکنه ،به باباش هم میگه :بابا خانمی؟ بعد خودش درستش میکنه ،میگه :پدل(با فتحه پ)

 بقیه شیرین زبونی های جدید دو هزار و یازده:

شعر تاب تاب عباسسی رو که کامل و قشنگ به عنوان اولین شعرش میخونه : خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا منو نندازیـــــــــــــــــــــــــی

از 24-1-90 بعد یه کوچولو  تمرین ،اسمش رو یاد گرفته و به همه میگه :علی سا

همچنان عشق آبه و هر وقت میخوره به خودش میگه نوش دان (نوش جان)شوک(شکر)

تلفنی هم خیلی خوب صحبت میکنه :سلام تو تولی(چطوری)؟ خوبی؟

عقب جلو ،بالا پایین، باز و بست رو برعکس میگه

 

ما میگیم:بسکویت               پسرم میگه:بوسو کیت

ما میگیم:هندونه                 پسرم میگه:خونونه

ما میگیم:شربت                  پسرم میگه:شبت

ما میگیم:لپ تاپ                 پسرم میگه:هپ تاب

ما میگیم:دستکش              پسرم میگه:دساک

ما میگیم:اداره                    پسرم میگه:آداله

ما میگیم:سس مایونز         پسرم میگه:سس ماکت

ما میگیم:بستنی              پسرم میگه:ب تی تی

ما میگیم:پمپ باد(انقدر که عشق بادکنکه و من از باد کردنش متنفر ،براش یه پمپ باد خریدم خیلی خوبه)   پسرم خیلی خیلی خوشککل میگه :پم پم باد

یه بار بابایی داشت براش روی صفحه ی بازیش اشکال رو میچید و جابه جا میذاشت و من واسه اش میخوندم :غلطه آی غلطه.پسره هم همون موقه شروع کرد :گلده آی گلده

یه موقع هایی لپش رو محکم میچسبونه به لبم که محکم ماچش کنمماچ

یه موقع هایی هم میگه مامانی ب ب لم کن(بغلم کن)بغل

جدیدا هم که میگه :خوابم میاد یا لالا دالم    و اگه من خوابم بیاد و اون نه ،بهم میگه :بلن شو    قبلا ها میگفت پاشووووووو

وقتی بیرون میریم ضدافتاب کودکان واسه اش میزنم و میگه کلیم بزنم؟عینک